متن صوفريم به عنوان ملاك مورد قبول رابيان قرار گرفت. اين متن در سدهٴ دوم تدوين شد و تا به امروز تغييرناپذير ماند،1 و از آن پس به وسيلهٴ ماسوريان2 با وفاداري و امانت استنساخ و تفسير شد.
مشنه3 نيز كاملاً گسترش يافت. ميتوان گفت كه در پايان سدهٴ دوم براي آخرين بار شكل اساسي خود را به دست آورد.
هنگامي كه متن معتبر عبري تثبيت شد، مسيحيان بيش از پيش متوجه اختلاف زياد ميان آن متن و ترجمهٴ هفتاد نفري خودشان شدند. لزوم ترجمهٴ تازهاي از متن عبري براي مسيحيان و يهوديان به يك اندازه لازم به نظر رسيد. در اثناي سدهٴ دوم دست كم شش ترجمهٴ تازه از متن تثبيت شدهٴ عبري صورت گرفت. كافي است كه آنها را برشماريم.
ترجمهٴ آكويلا4. آكويلا در سينوپهٴ پونتوس5 زاده شد، در حدود 128 در اورشليم برآمد و به ترتيب به مسيحيت و يهوديت گرويد و ترجمهٴ او سخت مورد تأييد رابيان قرار گرفت. اين ترجمه طابق الفعل بالفعل از دقت برخوردار است.
ترجمهٴ تئودوتيون6. تئودوتيون از يهوديان افسس (پاسينوپه؟) بود، او احتمالاً در زمان ماركوس اورليوس برآمد (161 تا 180). ترجمهٴ او بيش از آكويلا داراي عناصر بومي و تعابير محلّي آن روز است.
ترجمهٴ سوماخوس7. سوماخوس سامري (؟) بود كه بعداً به دين يهود درآمد، و معاصر جوانتر تئودوتيون به شمار ميرفت. ترجمهٴ او بهطور واضحي هم دقيق و هم تحتاللفظي بود.
سه ترجمهٴ ديگر به ترتيب كوينتا8، سكستا9 و سپتيما10 ناميده شده است. اوريگن در 231 نسخهاي از كوينتا يافت، نسخهاي از سكستا (يا سپتيما) در 217 به دست آمد. (از اين رو ممكن است اين سه ترجمه از آغاز سدهٴ سوم باشد).
ترجمههاي آكويلا، تئودوتيون و سوماخوس به وسيلهٴ اوريگن (نك نيمهٴ اول سدهٴ سوم) در اثرش موسوم به هگزاپلا11 همراه با متن تجديدنظر شدهٴ ترجمهٴ هفتاد نفري تحرير شد.